دانلود رمان ساز عشق سوز دل از سپیده مختاریان

دانلود رمان جدید , دانلود رمان عاشقانه
مرداد ۲۸, ۱۳۹۸
بازدید : 201 بازدید

دانلود رمان ساز عشق سوز دل از سپیده مختاریان

در این مطلب از سایت بیست رمان ، رمان ساز عشق سوز دل از سپیده مختاریان را آماده کردیم.برای دانلود رمان ساز عشق سوز دل از سپیده مختاریان در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان ساز عشق سوز دل از سپیده مختاریان

دانلود رمان ساز عشق سوز دل از سپیده مختاریان

پارت اول رمان ساز عشق سوز دل از سپیده مختاریان:

نگاهی به ساعتم می¬اندازم . دیرم شده بود انقدر که مطمئن بودم همه الان نگرانم هستند. این گوشی لعنتی بد موقع خاموش شده¬بود. سابقه نداشت که هیچ گاه تاخیر داشته¬باشم آن هم در جلسه مهمی مثل امروز. در روزی که جهان اجرای فاینال داشت. قدم هایم را تند تر بر¬میدارم. خش خش برگ های چند رنگ پاییزی زیر پایم، خنده را مهمان لب هایم می¬کند. دلم برای برای پیاده روی درون حیاط دانشکده هنر لک می¬زند. اینکه بعد از طی مسافتی، روی نیمکت های قهوه ای و طلایی زیر درختان برگریزان بنشینم و همراه با رقص برگها، نت ها را روی کاغذ بیاورم. نگاهم از برگ ها به کفش های گلبهی عروسکی با گل های قرمز و نارنجی کشیده می¬شود.

رمان های پیشنهادی :

دانلود رمان من‌ میمنت‌ تیمورم از سمیرا حسن‌ زاده

دانلود رمان میرا از کریستوفر فرانک

دانلود رمان کاغذ بی خط از تسنیم

شال و کیفی، ست کفش ها پوشیده بودم تا همنوای با سازی شوم که امروز درون سالن نواخته می شد. تمام هنر و خلاقیتم را برای پوشش امروز به کار برده بودم. با اینکه می دانستم که مهیار اسمی برایم انتخاب می کند و یاسی مثل همیشه پشت چشم نازک می کند و از دستش عصبانی می شود .ولی مگر دلخوشیم چیزی غیر از این ها بود. بخاطر اجرای جهان سعی کرده بودم زودتر از همیشه برسم ولی نشده بود. همیشه وقت هایی که بیش از حد برنامه ریزی می کنی و حساسیت به خرج می دهی اتفاقی مثل امروز می افتد و شرمنده ات می کند.

بود و نبود من تاثیری نداشت وقتی که می دانستم جهان مثل همیشه با تسلط و فوق العاده اجرا می کند و تحسین اساتید و همه دانشجو ها را می خرد.

جلوی سالن می رسم .یاسی را منتظر می بینم که با عجله به سمتم می آید . نگرانی در چشمانش موج می زند:« وای پری نگرانت شدم کجا موندی خوبی الان؟ چرا تلفنت خاموشه؟ از صبح دارم مدام می گیرمت دیگه به سرم زد با محیا جون تماس بگیرم. جانی مدام راه می رفت الانم با استرس برا شروع رفت»

با لبخند در آغوشش می کشم و گونه اش را می بوسم:« وای یاسی امون بده جواب بدم. ماشینم توی راه پنچر شد تا خودمو برسونم دیر شد. جانی شروع کرده؟»

-اره خیلی دیر کردی. باید میرفت رو سن. اون بیچاره بیشتر از منم نگران بود و استرس داشت .بدو بدو. زودتر بریم که الان ورودی سالنو می بندن.

خواندن رمان ساز عشق سوز دل از سپیده مختاریان در کانال زیر :

https://t.me/joinchat/AAAAAD95jjxPRpTrvr9jLA

3
امتیاز :
دانلود رمان ساز عشق سوز دل از سپیده مختاریان
3 از 2 رای
دیدگاهتان را بنویسید