دانلود رمان لوکیشن از عادله حسینی

دانلود رمان جدید , دانلود رمان غمگین
شهریور ۱۲, ۱۳۹۸
بازدید : 149 بازدید

دانلود رمان لوکیشن از عادله حسینی

در این مطلب از سایت بیست رمان ، رمان لوکیشن از عادله حسینی را اماده کردیم.برای دانلود رمان لوکیشن از عادله حسینی در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

دانلود رمان لوکیشن از عادله حسینی

دانلود رمان لوکیشن از عادله حسینی

بخشی از پارت اول رمان لوکیشن از عادله حسینی :

-دستتوبده من
مرد نگاهی به سمتش می اندازد. با آن شکستگی ابرو و خط روی چانه شبیه کسی نیست که کمک قبول کند. چند لحظه نگاهش می کند. بزاق دهانش را در مقابل پایش تف می کند و بی اهمیت به دردی که در ناحیه ی لگنش در اثر زمین خوردن حس می کند؛ سعی می کند از جا بلند شود. موفق نمی شود و اینبار با ضرب بیشتری زمین می خورد. علی پوزخندی می زند. دولا می شود و بی اهمیت به نظر مرد دست زیر بازویش می اندازد. مرد اینبار مقاومتی نمی کند و با حمایت او از جا بلند می شود. صاف می ایستد، خالی از هر حسی به علی نگاه می کند. می داند که این جوان ساکت، گوشه گیر و شاید مرموز منتظر تشکر نیست. ذکر و خیر کمک هایش در این محیط بارها به گوشش رسیده و هیچ وقت نفهمیده فاز این جوان چیست. اینجا بودنش را باور کند یا رفتارش را؟ می بیند که نگاه جوان به اطراف می چرخد. قطعا قصد رفتن دارد. این برخورد را با این جمله کوتاه می کند:
-دمت گرم. حال دادی!

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان هورزاد ملکه ی آتش از فاطمه تاجیکی

دانلود رمان جادوگران رانده شده از فاطمه تاجیکی

دانلود رمان پیله تنیدم به سکوت از هانيه وطن خواه

دانلود رمان اولین ایستگاه زندگی

علی تنها سر تکان می دهد و فاصله می گیرد. حال داده بود؟ حالش از این جمله ی کوچه بازاری بهم می خورد. از این جمله و تمام جمله هایی که پنج ساله است می شنود و احتمالا سال ها خواهد شنید. لاله ی گوشش را لمس می کند و به سمت آبخوری ها می رود.
دستش را خیس می کند و پشت گردنش می کشد. غروب است و هوا رو به خنکی می رود اما دمای حرارت بدنش سال هاست که بالاتر از حد عادی است. شاید در حد یک تب که ماهیت چهل درجه دارد. صورتش را که می شورد سرش را به سمت آسمان می گیرد. هوا رو به تاریکی می رود. ساعت چهار و نیم یک عصر زمستانی است و این یعنی تا ساعتی بعد شب های طولانی اینجا شروع می شود. شب هایی که جان می کنند تا صبح شوند و صبح هایی که برای رسیدن به شب هیچ عجله ای ندارند. اینجا ساعت ها برای رسیدن به ساعت بعد هیچ عجله ای ندارند.
-علی
می ایستد و به پشت می چرخد. منتظر می ماند تا مهرداد خودش را به او برساند. برق چشمان مهرداد اولین چیزی است که توجهش را جلب می کند. در یک قدمی اش می ایستد، انگشت شستش را به معنی موفقیت بالا می آورد و با افتخار می گوید:
-دیدی حرف حاجیت شد؟لاکردار حرف نیست که سند شیش دنگه!
منظورش از حاجی خودش بود و علی نمی فهمید چطور با این شکستگی روی بینی و خال کوبی روی بازو این صفت را به خودش نسبت می دهد. در سکوت منتظر می ماند و مهرداد با بادی که در غبغبش به نمایش گذاشته، می گوید

رمان لوکیشن بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/adeleho_novel

4
امتیاز :
دانلود رمان لوکیشن از عادله حسینی
4 از 6 رای
دیدگاهتان را بنویسید