دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا

دانلود رمان اجباری , دانلود رمان اجتماعی , دانلود رمان جدید , دانلود رمان طنز , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان فانتزی , دانلود رمان کلکلی
خرداد ۱۹, ۱۳۹۸
بازدید : 2115 بازدید

دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا

در انن ساعت از سایت بیست رمان ، رمان دانشجوی شیطون بلا را اماده کردیم.برای دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا در ادامه این مطلب با بیست رمان همراه باشید.

دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا

دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا

س بالاخره تو رشته ای که علاقه داشت تحصیل کرده بود ، کارت رو توی دستم فشردم که یکدفعه با یادآوری بارداریم ، بی اراده کم کم لبخندی روی لبم نشست

میتونستم ازش بخوام کمکم کنه ولی چطوری ؟؟

با این فکر پاهام سست و ناتوان شد و روی زمین نشستم ، چطور میتونستم این بی آبرویی رو براش بازگو کنم

دستمو نوازش وار روی شکمم کشیدم و با حسرت نفسم رو بیرون فرستادم ، دلم برای این نطفه کوچیکی که توی شکمم داشت رشد میکرد ضعف کرد

حق داشتم دوستش داشته باشم نداشتم هوووم ؟؟
قطره اشکی از گوشه چشمم چکید و با حسرت بیشتری دستم روی شکمم کشیدم که یکدفعه با باز شدن در اتاق و وارد شدن مامان خشکم زد

مامان با تعجب نگاهش رو بین صورت و دست روی شکمم چرخوند و با بهت سوالی پرسید :

_چی شده دخترم ؟!

رمان های پیشنهادی دیگر :

دانلود رمان وهم سبز

دانلود رمان اکالیپتوس از سبا سالاری

دانلود رمان ویکتوریا از کنوت هامسون

دانلود رمان مردی به نام اوه از فردریک بکمن

دستپاچه دستم از روی شکمم برداشتم و درحالیکه بلند میشدم با صدای لرزون به دروغ لب زدم :

_هیچی انگار پرخوری کردم شکمم درد میکنه !

با نگرانی به سمتم اومد و سرزنشگر گفت:

_چرا بیرون غذا میخوری ؟؟ نمیگی مسموم میشی

از اینکه بهش دروغ گفته بودم شرمنده سرم پایین انداختم تا نگاهم به چشماش نیفته

_ هیچی نیست مامان نگران نشو !

دستش زیر چونه ام نشست سرم رو بالا گرفت و با مهربونی گفت :

_مگه میشه آدم نگران جگرگوشه اش نشه؟؟ یه خار توی پای تو بره دلم آتیش میگیره

نگاهم رو توی صورتش چرخوندم و مات و مبهوتش شدم ، حس میکردم نفسم بالا نمیاد

من چه مادری بودم که میخواستم بچه ام رو از بین ببرم ! داشتم کینه ای که از امیرعلی به دل گرفته بودم رو سر این طفل معصوم خالی میکردم ولی مجبور بودم نمیتونستم نگهش دارم

مامان که متوجه تغییر حالتم شده بود ، دستش روی گونه ام نشوند و سوالی پرسید :

_تو یه چیزیت هست و به من نمیگی آره دخترم ؟؟

دهن باز کردم که از غم و غصه های توی دلم بهش بگم ولی از ترس اینکه خدایی نکرده سکته کنه لبم با دندون کشیدم و نه آرومی زیر لب زمزمه کردم

بوسه ای روی گونه ام نشوند و از اتاق خارج شد ، بعد از رفتنش نگاهی به کارت مچاله شده کف دستم انداختم و ته کیفم پرتش کردم

تصمیمم رو گرفته بودم باید این کارو هرچی زودتر تموم میکردم اونم بخاطر خانوادم و آبروشون

موبایلم توی دستم فشردم و درحالیکه روی تخت مینشستم مصمم شماره نازی رو گرفتم و منتظر شدم تا جواب بده

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/Kelaacik

64
امتیاز :
دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا
4.41 از 29 رای
دیدگاهتان را بنویسید